ناناز مامان
عاشقانه مامان
تاريخ : پنجشنبه 27 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : مرتبه

به نام دوست که هر چه داریم از اوست

 

قلبممنونیم به ما سر زدیدقلب

 

"از طرف مامان و نی نی آیندش"



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 1 اسفند 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 475 مرتبه

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عسل مامان!بغل

الهی قربونت بشم. بالاخره وبلاگ تو گوگووووووووووووووولللللللللللیه مامان 2 ماهه شده. 2ماهگیه وبلاگت مبارک.هورا

مامانی امروز رفتم یه عالمه خرت و پرت البته مهم خریدم. جات حسابی خالی بود عشقم. خسته و کوفته اومدم خونه.

گفتم امروز باید تو وبلاگ عزیزدلم یه چیزی ثبت کنم تا وب گلم 2 ماهه بشه. الوعده وفا.تشویق

خیلی خستم عسلی حسابی خوابم میاد مامانی. می بوسمت شبت بخیر. سلام منو به همه فرشته های خوب خدا که در نبود من از تو مراقبت می کنن برسون. ایشالا زود زود می آی پیش خودم . (اگه خدا بخواد) اییییییییییشالا.

بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوووووووووووووووووووووووووسماچ



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 30 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 523 مرتبه

سلام عسسسسسسسسسسسلمبغل

سلام عشششششششششششقم.قلب

فرشته مامان! معذرت می خوام. الان 3 روزه نتونستم بهت سر بزنم. آخه آخره ساله. کارمون حسابی مضاعف شده. همش می گن وای وای بجنبین آخر ساله ها. تا 10 - 15 اسفند می تونیم پروژه ها رو پول کنیم باید بجمبیم. وااااااااااای واااااااااااااااااای ! مامانی اینم کار ما این دنیاییاست حالا ایشالا می آی خودت همه اینا رو تجربه می کنی. آخ

این روزا همه دنبال نو شدنن. لباس نو، وسايل نو، گردگیری، ......... حتی طبیعت هم داره خودشو برای نو شدن و باروری مجدد آماده می کنه.تشویق

ای کاش می شد. شما هم همراه شکوفه های بهاری تو دلم شکل می گرفتیی و می شدی گل ما. معذرت می خوام مامانی بازم عجوووووووووووولی کردم. هر وقت خدا بخواد ایشالا شمام می آی !تمام عمرم! تمام آرزوم!

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس قلبماچ



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 27 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 433 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

از دوستان عذرخواهی می کنم.




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 493 مرتبه

سلام گلمممممممممممممممممممممممممممممملبخند

امروز با خاله لادن رفته بودم دانشگاه. برگشتنی یه سر رفتم خیابون شریعتی. تو مترو یه گل نازیو دیدم. نمی دونی چقده دلم قیلیج ویلیج رفت.قهر

مامانی! اسمش دریا خانم بود. مثل یه دریا پر از شور و نشاط و نمک و نمک و نمک. دلقکواااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدایا اگه من یه همچین گل خوشگل و نازی داشتم دیگه چی می خواستم از این دنیا.خیال باطل

وای دلم می خواست پاشم بخورمش. مامانی یعنی می شه یه روزی هم بیاد که از شیرین کاری و بانمکی تو از خود بی خود بشم.

عسسسسسسسسسسسسللللللللللللللم دوسسسسسسسسسسست دارمقلبماچ



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 455 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

از دوستان عذرخواهی می کنم.




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 796 مرتبه

سلام گلم

سلام عشقم

سلام عزیزم

ناناز مامان، امروز روز ولنتاین (روز عشق) بوده. می دونی گلم همه مردم عاشق تو این روز به هم تبریک می گن و به عشقشون ابراز عشق و محبت می کنند.

برای من و بابایی هم امروز یه فرصت مناسب برای این بود که بازم به هم یادآوری کنیم که چقدر همدیگه رو دوست داریم.

اما عزیزم تا تو نیای عشق ما کامل نمی شه. این ولنتاین بدون تو (که خود عشقی) گذشت. امیدوارم سال دیگه من و بابایی به همراه تو ولنتاین رو جشن بگیریم. عشقم منتظریییییییییییییییییییییییییییییییییییییم

 

عسلم امروز خیلیا بهم تبریک گفتن می خوام ٢ تا از خوشگلتراشو برات بنویسم:

قلبخداوند نقاش چیره دستیست، برای فهمیدنش به دوردستها خیره مشو، نگاهی به آیینه بینداز، اما میدانی قلمی را که با آن هر انسانی را می کشد بعد از تولدش به دست او می دهد تا خودش ادامه مسیرش را نقاشی کند، پس قلمت پررنگ باد به رنگ های شاد به روزهای خوش... و مملو از حس حضور او در جشن زندگی.....    ولنتاین مبارک.

قلبقلب روز را خورشید می سازد و روزگار را ما، ما را قلب زنده نگاه می دارد و قلب را عشق، پس روزگار را عاشقانه بساز HAPPY  VALENTAINE

نیومده و ندیده عاشششششششققققتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتمممممممممممممممممممممممممممم

مامانییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.فرشتهچشمکبغلقلب



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 23 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 453 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

از اینکه مجبور شدم مطلب رو رمزدار کنم از دوستان عذرخواهی می کنم.




موضوع :
تاريخ : شنبه 22 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 507 مرتبه

سلام مامانی

سلام عشقم

گلم یه چهار پنج روزی می شه نتونستم به وبلاگ سر بزنم آخه این روزا تعطیلات پشت هم بوده مامانی و بابایی هم رفتن شمال حسابی گشت و گذار کردن خیلی خوش گذشت فقط جای تو نی نیه نازمون خالی بود.قلب

عزیزم امروز موقع برگشت کنار جاده یخورده استراحت کردیم هوا خیلی سرد و برفی بود حسابی کولاک شده بود. چندتا سگ خوشگلم هی دور و بر ماشین ما می گشتن و منتظر بودن یه چیزی بدیم بخورم کلی خودوشونو واسه ما لوس می کردن.دلقک

من و بابایی هم خیلی دلمون براشون سوخت آخه واقعا گشنشون بود ما هم هر چی غذا و بیسکوییت داشتیم دادیم اونا خوردن اونقدر حال داد اونقدر سیر شدنشون لذت بخش بود بازم اونجا جای تو گلمون حسابی خالی بود.بغل

خلاصه اینم تموم شد از فردا داروهای این ماهم هم تموم می شه این ماه خیلی امید دارم بیای عشقم خواهش می کنم بیشتر از این چشم به راهم نذار عشقم منتظرتم بوس.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 1752 مرتبه

ماچسلام عزیزم

بازم مامان اومده سراغ خیالت تا یه کم درد دل کنهخیال باطل

عشقم! عزیزم! بازم یه ماه دیگه پر از امید و آرزو داره شروع می شه و من دور مجدد مصرف قرص های لتراکس (لتروزول) رو شروع کردم. لبخند

عزیزم برای صدمین بار بازم می خوام این ماه به این فکر کنم که داری می آی.

می خوام به این فکر کنم که وقتی بابایی با نگاهش ازم می پرسه چه خبر بهش خبر خوش حضورتو بدم.

دلم می خواد داد بزنم و به همه دنیا بگم تو هستی، تو تو دلمی، تو داری می آی............تشویق

و خیلی آرزوهای دیگه.

مامانی امروز کلی کار تو شرکت داشتم. یه عالمه کار اتوکدی داشتم العان تازه رسیدم خونه حسابی خستم عشقم. دوست داشتم بیشتر باهات حرف بزنم اما حسابی خوابم میاد

شب بخیر مامانی. به امید شبی که تو نازنازکم بیای تو بغلم و با هم بخوابیم. بوسقلب



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | نویسنده : پانیذ
بازدید : 456 مرتبه

سلام عزیزم

امروز خیلی کلافه بودم مامان. تمام روز خودم و با کار سرگرم کردم. کلی اضافه کاری کردم. اگه کارم نبود نمی دونستم باید چیکار کنم.

هیچی خوشحالم نمی کنه. احساس می کنم تو یه مرحله از زندگیم گیر کردم. احساس می کنم کامل نیستم. فکرشم نمی کردم یه روزی با تو آزمایش بشم. من عاشق تمام دردونه ها و گلهای دنیام. تمام این ٣ سال اخیر رو یه این فکر می کردم که به زودی یه مادر می شم. اما مامانی ظاهرا برای رسیدن به تو باید راه طولانی رو برم.خمیازه

نمی دونی بعد از هر دوره درمان وقتی می فهمم تو تو دلم نیستی چه حالی می شم.

عزیزم نمی دونم حالا که این وبلاگ و راه انداختم اصلا روزی می اد که تو از تو دل من بیای تو این دنیا و بزرگ شی و این وبلاگ و بخونی یا نه

هر جای این عالمی تو آسمونا یا ورای آسمونا دوست دارم عاشقتم...

عزیزم برام دعا کن که خدا تحملم رو زیاد کنه مامانی دعام کنقهر



موضوع :
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد